طاهره ساعدی
مادران پرستاری که سال هاست عصای دست فرزندانشان شده اند. مادرانی که قامت رشید شیرمردانشان را به جز در دوران جنگ و با لباس رزم ندیدند و پس از ان هر چه بود تخت بود و مردانی خوابیده بر ان که باید تیمارشان می کردند پرستارانی که خستگی را نیز خسته کرده اند. مهربانانی که خطوط چهره و دستان شان همه نشان از شبهای یلدایی غم پسرانشان را دارد. ان ها که لبخندشان به فرزند زندگی می دهد خنده ای که به دنیایی می ارزد ولی در پس ان خنده هزاران درد دیدن رنج فرزندشان نهفته است. مادرانی که تنها انتظارشان از فرزند نگاهی و لبخندی و لحظاتی بدون درد است
این ها همان پرستارانی هستند که مهربانی را معنا می کنند چشمه زاینده محبت و مهر هستند زندگی خود را مرحمی ساخته اند برای التیام دردهای همسران و فرزندان جانبازشان. پرستارانی که تابلو مجسم ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی هستند خود در جنگ نبوده اند ولی هر لحظه بخشی از جانشان را داده اند تا یادگاران جنگ را تکیه گاه باشند و با ذره ذره وجودشان اندوهی از پاره تن و نیمه جان خود بزدایند. این ها پرستاران واقعی هستند.